السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
617
مصنفات مير داماد
رسيده ، أكثر عجزه ومساكين گيلان از بدعتهاى أو به فغان واز دست تعدّى أو به جان آمده بودند ، تنبيه وتأديب أو از لوازم أمور سلطنت وجهانبانى ومتحتّمات مهامّ خلافت وكشورستانى بود . لا جرم جمعى از عساكر را جهت دفع شرّ أو مأمور ساخته ، به گيلان فرستاديم . مومى إليه از بيم جان خود در كشتى نشسته به شروان رفت . واجب بود كه حقيقت حال أو ونسبتي كه با اين سلسله دارد به عرض بندگان أعلى حضرت جمجاه گردون بارگاه ، ظلّ إله ، رسانيده [ شود ] . لهذا قبل از اين ، عمدة الأعاظم ، سيّدى بيگ ايشيك آقاسى ، جهت عرض اين مقدّمات به سدّه سنيّه وعتبهء عليّهء پادشاه جهانپناه فرستاده بوديم . حالا نيز رفعتپناه ، عمدة الأعيان ، عليخان بيگ ايشيك آقاسى ، را روانهء آستان فلك آشيان ودرگاه آستان نشان نمود . از حسن رأى صواب نما مترصّد است كه چون در بدايت حال متوجّه [ اتمام امر خير ] مهمّ سعادت فرجام مصالحه ومعاهده شدهاند ، در نهايت كار هم در استحكام واشتداد اين امر ميمنت انجام توجّه مبذول داشته ، نگذارد ، كه به سخن أرباب غرض وعناد وأصحاب فتنه وفساد ، خلل به أركان شديد الأركان صلحى كه به يمن صلاح واهتمام ايشان ومحض لطف وعنايت پادشاه اسلام مؤكّد ومشيّد گرديده واقع شود . واگر أحيانا كسى خواهد كه سخن مخلّى مذكور سازد ، به نوعي ، كه از كمال دانش وفرط بينش آن صالح فضل وكمال زيبد وسزد ، سدّ باب حكايات غرضآميز أهل شين فرمايند . تا رعاياى متوطّنهء محالّ وبلاد طرفين وكافّهء خلائق وسكنهء أمصار ثغور جانبين ، از روى اطمينان خاطر وجمعيّت حواسّ باطن وظاهر ، به دعاى دوام دولت وسلطنت ابدىّ الاتّصال ، ونظام شوكت وحشمت پادشاه والاجاه ثريّا منزلت وبه ذكر خير آن افادتپناه قيام واقدام نمايند . ودر اين وقت فرصت ، عليخان بيگ ، مومى إليه را به سعادت احراز بساط بوسى أعلى حضرت پادشاه گردون بارگاه ، جمجاه سكندر سپاه ، رسانيده ، حقيقت حال را معروض گردانيده ، رخصت معاودت مشار إليه حاصل خواهند كرد . چون وثوق كلّى بر حسن صلاح كيشى وحقّانيّت مصلحتانديشى ، وتأدّب آن